انسانگرايي در سده‌ٴ چهاردهم‌، ناقص خواهد بود. قبلاً دو بار از جاكومو دانجلو سخن گفته‌ايم كه‌ در قسطنطنيه نسخه‌ٴ مصور جغرافياي بطليموس را به‌دست آورد و آن را به لاتيني ترجمه كرد (درسال 1406 يا پيش از آن‌).
گاسپارينا دا بارتسيزا1 (حدود 1370ـ1431)، از بارتسيزا برخاست كه روستايي است در نزديكي برگامو و ازاين‌رو در زبان لاتيني به Gasparinus Pargamensis معروف است‌؛ وي در پاويا، ونيز، پادوا و فرارا بر آمد و سرانجام‌، در سال 1418 در ميلان اقامت گزيد. نسخه‌هاي‌ خطي آثار سيسرون را گرد آورد. مزاياي سبك سيسرون را توصيف كرد، به ويژه مكتوباتش را نمونه‌ٴ كمال مي‌دانست‌. وي را مبلغ راستين سبك سيسرون خوانده‌اند. نمونه‌هاي نامه‌هاي ساده و خانوادگي خود او مقبوليت فراواني به‌دست آورد.
روش تصحيح انتقادي متون كه كولوتچو سالوتاتي به كار گرفت‌، توسط فلورانسي جوان‌تري‌ به نام نيكولو دي نيكولي (1363ـ1437) اصلاح شد و او ما را تا آستانه‌ٴ عصر زرين معارف‌ كلاسيك در فلورانس فرا مي‌برد (حكومت كوزيمو دي مديچي‌، 1434ـ1464).
نيكولو نسخه‌هاي لاتيني (و يوناني‌) را گرد آورد، كه هنوز تعداد زيادي از آنها در كتاب‌خانه‌ٴ لورنتيانا نگه‌داري مي‌شود و يكي از آنها رساله‌ٴ لوكرتيوس است كه نيكولو در فاصله‌ٴ سال‌هاي‌1418 و 1434 آن‌را رونويسي كرده است‌.
آمبروجو تراورساري (تولد: 1383 در پرتيكو، رومانيا؛ وفات‌: 1439 در فلورانس‌) غالباً به‌ آمبروجوي كامالدولي معروف است‌، زيرا درسال 1400 در فلورانس به سلك كامالدوليان‌ درآمده بود و در سال 1431 رئيس كل آن فرقه شد. نامه‌هاي او اسناد مهمي هستند، ولي موجب‌ اصلي شهرتش شرح كوتاهي است از سفرهايش در ايتاليا در سال‌هاي 1431ـ1434 در مقام‌ رئيس فرقه‌. وي نه‌تنها به امور صومعه‌ها پرداخته‌، بلكه به كتاب‌خانه‌ها و آثار باستاني هم كه در سر راه مي‌ديده توجه كرده است‌. وي به خوش‌اقبالي پوگو نبود، چون تنها يك نسخه‌ٴ خطي‌ كلاسيك از كورنليوس نِپُس در سال 1434 در پادوا به‌دست آورد.
موٴلف به‌شدت مايل است چند كلمه‌اي درباره‌ٴ محبوب‌ترين شخصيت اوايل عصر نوزايي‌، يعني ويتورينو دا فِلتره بگويد. او چقدر فرق داشت با كساني كه بعدها به انسانگرا معروف شدند و خود را با رفتار خشن‌، آزمندي‌، رشك‌، كينه‌جويي و هرزگي شهره ساختند! ويتورينودي‌ رامبولديني در سال 1378، درفلتره (ايالت بلونو) در نزديكي رود پياوه زاده شد؛ در پادوا تحصيل كرد و از سال 1396 تا 1415 در آن‌جا به سر برد؛ از سال 1423 در مانتوا اقامت گزيد و در دوم فوريه‌ٴ 1446 در آن‌جا وفات يافت‌. به دعوت جان فرانچسكو گنتسگاي دوم (امير مانتوا،


1. نبايد او را با برادرزاده و ناپسري‌اش كريستوفورو دا بارتسيزا اشتباه كرد كه در پادوا طب تدريس مي‌كرد (1434ـ1440) و موٴلف شرحي بر باب نهم كتاب‌المنصوري است‌.